نقد فیلم فتوای مخفیانه خمینی

نقدی بر فیلم

فتوای مخفیانه خمینی

ایران تریبونال

با نام آلمانی آن

KHOMEINIS GEHEIME FATWA

Das Iran-Tribunal

تصور بر آن است که افرادی که در این فیلم شهادت داده اند و یا بگونه ای سهمی در آن داشته اند را نمیشناسم.

تصور بر آن است که سازنده فیلم را هم هیچگاه ملاقات نکرده بودم. حتی آنزمان که ایران تریبونال راه اندازی نشده بود.

تصور بر آن است که من هیچی نمیدانم و فقط فیلمسازی هستم که برخی فیلمها کنجکاوم میکند که به دیدنش بنشینم.

این فیلم در ۱۹ ماه می ۲۰۱۵ ساعت ۲۳.۱۵ دقیقه – یازده و ربع شب – از تلویزیون آرته پخش شد. دیروقت بود و آنرا ضبط کردم تا سر فرصت با دوستان آلمانی ام فیلم را ببینیم. برای ما که در کار رسانه ای هستیم روشن است که چرا فیلمهایی از این دست را آخر شب پخش میکنند. یکی از دلایل آن این است که بیننده زیادی ندارد.

۲۰ می ۲۰۱۵ ساعت ۹ شب با سه دوست آلمانی فیلم را دیدیم. برای من جالب بود که عکس العمل دوستان غیر ایرانی ام را در مورد فیلم بدانم.

فیلم با صحنه هایی از صحبت خمینی شروع میشود و تصاویری از انقلاب که صدای آقایی بعنوان روایتگر شنیده میشود و بعد سندی در صحنه ظاهر میشود که در خصوص اعدام زندانیان سیاسی در ایران انقلابی  نشان داده میشود که با مهر و امضای خمینی، “ فتوای خمینی” – در این فیلم نامیده شده !

فیلم به سیاهی میرود و از سیاهی باز میشود

آقایی بروی تخت بیمارستان که از گذشته صحبت میکند. از انقلاب و از آنچه بر او در زندان گذشت . ایرج مصداقی. صحنه هایی که مدتی طول میکشد تا ذهن بیننده تصاویر را با داستانی که گفته میشود هماهنگ کند.

صحنه بعدی به لاهه میرسد، ۲۵ اکتبر ۲۰۱۵ ساختمان آکادمی قانون بین الملل، و دو نفری که وسایل فیلمبرداری را از ماشین بیرون میآورند و… تصاویر باز گو کننده انقلاب…فتوا … و داستانی را که ایرج مصداقی تعریف میکرده با آنچه دیده میشد هماهنگی نداشته اند.

داخل سالن خالی میشویم که نشست ایران تریبونال در آن صورت خواهد گرفت. صدای آقایی شنیده میشود که در خصوص این نشست صحبت میکند. پیمان اخوان از بنیانگزاران و وکیل ایران تریبونال، اولین سخنرانی است که جلسه را آغاز میکند. صحبت از دادخواهی بازماندگان کشتار دهه ۸۰ تا ۸۸ میلادی میکند که دولت اسلامی ایران به اعدام ۱۵ تا ۲۰ هزار شهروند دست زده بود.

صدا و تصویر ایشان به خانه ای برش میخورد که شش نفر – سه خانم با چادر و سه آقا پشت به دوربین – از طریق تلویزیون مشغول تماشای جلسه ایران تریبونال هستند. (بنظر میرسد که این شش بیننده در ایران هستند؟)

صحنه بعد مجددا به بیمارستان در سوئد برمیگردد که آقای مصداقی از خاطرات زندان میگوید و معتقد است که نشست لاهه بسیار مهم است و این جلسه فقط یکبار در تاریخ و فقط در یک مکان رخ خواهد داد و علیرغم بیماریش میبایست در این نشست شرکت کند.

فیلم به لاهه باز میگردد و شاهدانی که از وضعیت زندان و کشتار خمینی صحبت میکنند. بعد مصاحبه ای با مهدی معمارپور است که او در خصوص حقانیت داشتن ایران تریبونال صحبت میکند و اینکه روز بعد یکی از شاهدان خواهد بود. (در اینجا متوجه میشویم که تصویری که در ابتدا نشان داده شده بود و دو نفر مشغول حمل وسايل تصویربرداری بودند، یکی از آنها آقای معمارپور بوده که از افراد کادر فنی ایران تریبونال میباشند).

دوباره به سوئد برمیگردیم و آقای مصداقی را با حال وخیمشان در ماشین میبینیم. صدای ایشان را میشنویم که در خصوص روزهای زندان و تحصیل ایشان در آمریکا بوده که بعد از انقلاب به ایران باز میگردندو  … میباشد.

 با تصاویری از خمینی و انقلاب و جنگ که بعضی از تصاویر تکرار همان فیلمهای دوران انقلاب است که در ابتدا نشان داده شده – صدای آقای مصداقی بروی این تصاویر میاید.

صحنه بعدی آقای مصداقی را در آپارتمانشان دنبال میکنیم که بروی صفحه کامپیوترشان جلسه ایران تریبونال از لاهه پخش میشود. تصاویری از شاهدان ایرانی که در خصوص شکنجه و کشتار صحبت میکنند. گاهی صدای شاهدان را میشنویم با تصویر آقای مصداقی که بشکل دراماتیکی روی مبل نشسته اند و به جلسه نگاه میکنند. با برشی به فیلمهای آرشیوی از زمان انقلاب و جلسه دادگاه اسلامی به لاهه باز میگردیم. مجددا به سوئد و آپارتمان آقای مصداقی که در بالکن هستند و از خاطرات و تفکرات خودشان صحبت میکنند.

میبایست فیلم را نگه میداشتم

چون یکی از دوستان من از تکراری

بودن صحنه ها و ناروشن بودن مسیر فیلم

نق میزد و گفت که بالاخره نفهمیدم

ایران تریبونال چیست.

خداحافظی کرد و رفت.

دیگری گفت

در همان پنج دقیقه اول ما فهمیدیم که فتوای خمینی چه بوده

اما چرا مخفیانه؟ همه دنیا میدانستند و میدانند که این کشتارها

چرا صورت گرفته!

گفتم که بهتر است به تماشای فیلم ادامه بدهیم!

در دقیقه ۲۲.۲۸ فیلم، مجری برنامه ایران تریبونال، که خانم جوانی بودند که نامش را ننوشته بودند، اعلام کردند که: “اولین روز از دومین مرحله دادگاه مردمی ایران تریبونال به پایان….”

همه پرسیدند – دوستانم را میگویم – اولین مرحله این دادگاه چه بوده؟ گفتم صبر کنید. خواهد آمد.

روز دوم جلسه در لاهه شروع میشود. در مصاحبه ای آقای معمارپور – دقیقه ۲۴.۱۵ فیلم – میگویند که دیروز این جلسه میلیونها بیننده داشته! یکی از دوستانم گفت که یعنی چه! با تمام احترام به روح اعدام شدگان ایرانیها، برگزار کنندگان این جلسه و یا سازنده فیلم غلو نمیکنند؟ واقعا که…هنوز هیچکس بمن بیننده بچاره نگفته که بابا

ایران تریبونال چی هست

و مرحله اول آن کدام بوده!

گفتم بذار باقی فیلم را ببینیم. من که آنرا نساخته ام که جوابگو باشم.

بعد از مصاحبه با آقای معمارپور، آقای سروستانی – کارگردان فیلم – بعنوان شاهد حضور پیدا کرد تا ویدیوهایی را که در خصوص اعدام برادرش داشته ارائه دهد. بدنبال آن چند شاهد دیگر راجع به تجربیات خودشان صحبت کردند تا دقیقه ۳۷ فیلم که برای دومین روز نشست به پایان رسید.

صحنه ای از اتاقی (میتوانست ایران باشد چون سه خانم با روسری و چادر و یک دختر بچه با موهای بلند بدون سربندی و آقایی با ریش که روی زمین نشسته بودند و از پشت فیلمبرداری شده بود) که تلویزیون روشن بود و آن پنج نفر مشغول تماشای جلسه روز سوم ایران تریبونال بودند.

در روز سوم شاهدان دیگری نشان داده شدند که از تجربیات خودشان میگفتند. و ویدیوهایی که آقای سروستانی بعنوان سند ارائه کرده بودند. طولانی ترین سند ویدیویی مصاحبه با آیت الله منتظری بود! (روشن نبود که آیا این سناد ویدیویی تماما در روز دوم نشان داده شده بود و یا در روز سوم هم دوباره به نمایش گذاشته شده بود).

در دقیقه ۴۵ فیلم آقای مصداقی را در لاهه میبینیم. که شاهد تماشای سند ویدیویی مصاحبه با آقای منتظری بودند. در دقیقه ۴۷.۲۶ ایشان بعنوان شاهد جای گرفتند و همان حرفهایی که که در طول فیلم زده بودند دوباره بازگو کردند. در دقیقه ۵۲.۴۰ اعلام شد که تصمیم مقدماتی نشست سه روزه به این نتیجه رسیده که رژیم ایران به اسم اسلام بشکل سیستماتیک حقوق بشر را زیر پا گذاشته و …سازمان ملل در مورد این موضوع به بررسی و تحقیقات خود…

فیلم با تصویری از آقای مصداقی بروی پنجره قطار به پایان میرسد و نوشته هایی میاید که:

در اوت ۲۰۱۳ پور محمدی بعندان وزیر دادگستری انتخاب شد.

تمام اسناد و مدارک ایران تریبونال برای تحقیق و بررسی بیشتر به سازمان ملل داده شده.

این فیلم، نه فیلمی مستند که مستند درام – Docudrama – مستند دراماتیک (که من آنرا مستند ملودرام) مینامم،  میبایست نامیده میشد. فیلمی که شخصیت اصلی آن در جلوی دوربین بازی میکند. به این مفهوم که صحنه های آقای ایرج مصداقی صحنه سازی شده و بعنوان محور اصلی مستند بودن فیلم قرار میگیرد. فیلم با ایشان شروع میشود و با ایشان هم پایان مییابد. و وزنه اساسی – چه از نظر زمانی و چه از نظر پرداخت به محتوای اصلی فیلم، آقای مصداقی بعنوان محور اصلی هستند.

شاید فردی بگوید که ساخت فیلم سلیقه ای است و سلیقه من با سازنده همخوانی ندارد. میتواند باشد. سلیقه فیلمسازی نهایت ندارد و ساختن فیلم استانداردهای خشکی ندارد که “باید” به این یا آن شکل بپردازد. اما این سلیقه تا جایی میتواند پیش برود که مستند بودن خودش را نه تنها از دست ندهد بلکه بیننده را میبایست متقاعد کند که تصویری/حرفی که زده میشود مستند هست. واقعی است. منظور من این نیست که آقای مصداقی دروغ میگویند. نه! اما چرا باید این همه تصاویر بیماری را نسان داد؟! واقعیتی که هر کسی نمیداند و فقط این فیلم مشخص به آن پرداخته است. در غیر اینصورت نیازی به ساختن فیلم مستند نیست. میشود به اخبار و گزارشات آن اکتفا کرد.

این مستند دراماتیک، با تدوین موازی – که بصورت ابتدایی صحنه ها و تصاویر را کنار هم قرار داده – قصد این را داشته که کارکنان ویدیویی را بعنوان شخصیتهای اصلی ایران تریبونال معرفی کند. البته در این میان  ۹ شاهد دیگر هم در سه روز نشست لاهه به شهادت نشستند. کسانی که قربانیان کشتارهای دسته جمعی حکومت جمهوری اسلامی بوده و هستند. علیرغم آن، این  گروه فنی است که از قهرمانان این مستند بودند که میبایست به جهانیان نشانداده میشدند. اگر غیر این بود تصاویر اتاق تدوین و کارگردانی و تدوین و… جایی در میان صحنه های این فیلم و داستان اصلی نداشتند. و یا صحبت از میلیونها بیننده نمیشد. اگر این فیلم تلاش داشت که مستند بودن خود را ثابت کند، میتوانست آمار بینندگان میلیونی خود را نشان دهد. امروز ابزارهای متفاوتی وجود دارند که این حرفها را به اثبات برساند. اگر قصد سازنده فیلم این بود که بینندگان میلیونی را با دو تصویر – شات – از مثلا بینندگان ایرانی در ایران نشان دهد، باید بگویم که سازنده فیلم  اشتباه کرده و یا بسیار ساده انگار بوده و یا خیال میکرده که بیننده های او – در کل – کور هستند. بزبان دیگر در کنار آقای مصداقی،  قهرمان (های) دیگری که در این فیلم وجود دارند سازندگان آن بودند.

این فیلم اگر نمیخواست قهرمان پروری کند به آن شکل مستند خود را به پایان نمیرساند که چگونه آقای مصداقی به لاهه رفته اند و چگونه با تصویر ایشان به پایان رسیده.

ارزش یک فیلم مستند در اشکهایی نیست که ریخته میشوند و یا تصویر بیماری و وخامت وضع یک شاهد آن. ارزش یک فیلم مستند – از این دست مستندها – به شهادت صدها بازمانده ایی میپردازد که هنوز مشکلات روحی روانی دارند و …

حال

تصور بر آن است که من بسیاری از شاهدان را میشناسم.

تصور بر آن است که من شخصا در مرحله اول ایران تریبونال در لندن بودم و شاهد صحبتهای بسیاری از شاهدان بودم. فیلمهای مستندی که در طول پنج روز مادران، خواهرام، همسران، پدران، برادران و … داغ دیده از تجربیات خودشان گفته اند. فرزندانی که در زندان بدنیا آمده بودند و هنوز نه تنها از نظر جسمی بلکه روحی درمان نیافته اند. اینها شواهد محکم یک فیلم مستند واقعی میتوانستند باشند تا فیلمی تبلیغاتی که قهرمان سازی میکند.

تصور بر آن است که ایران تریبونال، خودش، سند بزرگی است که نشان داده قاتلان آن ۱۵، ۲۰ هزار اعدام شدگان، رژیم جمهوری اسلامی ایران بوده.

اگر تصور بر آن است که ما میدانیم چرا آیت الله منتظری دقایق زیادی از این فیلم مستند را بخود اختصاص داده… آنگاه سوالهای بیشتری از سازندگان آن خواهد شد.

منوچهر آبرونتن

۲۲ می ۲۰۱۵

کسانی که فیام را ندیده اند میتوانند به سایت آرته رجوع کنند و در در قسمت MEDIATHEK اسم آلمانی آنرا جستجو کنند و فیلم را ببینند.

***

مطمئن باشید که در صورت نوشتن نظرات در زیر، مشخصات شما حفط خواهد شد و در اینجا درج نخواهد شد.

اگز سوال دارید میتوانید مستقیما با من تماس بگیرید. اینجا کلیک کنید…تماس با من

با تشکر، منوچهر آبرونتن

  • .م. ر says:

    آقای آبرونتن عزیز
    من در روزهایی که ایران تریبونال در لاهه برگزار شده بود آنجا بودم. همانطور که شما بدرستی نوشته اید این فیلم آئینه تمام نمای فعالیتهای ایران تریبونال نیست و درست برعکس، سازندگان آن ایران تریبونال را جزیی کوچک از خود دانستی و نه عکس آن. متاسفانه بسیاری آنجا بودند و شاهد نکاتی که شما نوشته اید. اما متاشفانه سکوت کرده اند. و نمیدانم چرا

    با احترام
    م.ر

  • Lawdan Bazargan says:

    نقد جالبى نوشته ايد. من با شما موافقم كه اين فيلم نتوانسته ابعاد عظيم جنايت هاى رژيم جمهورى اسلامى و يا بعد تاريخى عظيم دادگاه مردمى ايران تريبونال را به تصوير بكشد. اميدوارم كارهاى بهترى در اينده ارائه بشود.
    ارزش ايران تريبونال در تعداد افرادى كه به تماشاى ان نشسته اند نيست، بلكه در مستند كردن جنايتهاى جمهورى اسلامى در مقابل قضات و وكلاى بين المللى و محكوم كردن ان بر پايه قوانين حقوق بشرى و بين المللى است.

  • غ. غ says:

    با درود به شما آقای آبرونتن
    چه خوب و چه خوش نوشته اید. چه خوب که شما توانسته اید تصور را بر این بگذارید که شاهدین ایران تریبونال را نمی شناسید و هیچ نمی دانید. چرا که با این توانایی به اعتفاد من راحتتر توانسته اید بنویسید. فکر می کنم دست اندرکاران ایران تریبونال و شاهدین این دادگاه مردمی نتوانسته اند تصوررا براین بگذارند که شاهدان و دست اندارکاران ایران تریبونال را نمی شناسند، برای همین هم نتوانستند ویا برایشان مشکل است که بنویسند، چرا که اگر بخواند بنویسند باید خیلی چیزها بنویسند.
    دوست گرامی م.ر هم با اینکه درلاهه حضور داشته اند و همه چیز را از نزدیک دیده اند باز چیززیاد ننوشته اند. می نویسند: متاسفانه بسیاری آنجا بودند وشاهد نکاتی که شما نوشته اید. اما متاسفانه سکوت کرده اند. و با نمی دانم چرا؟ مطلب را پایان می دهند.
    ولی یک اصل مهم را بیان کرده اند و آن این بود که سازندگان این فیلم ایران تریبونال را جزء کوچکی از خود دانسته اند و نه برعکس. درهمین کلام کوتاه بسیارگفته نهفته است. براستی چرا ایران تریبونال سکوت کرده است. من فکر می کنم دراین سکوت هم بسیار سخن نهفته است همانگونه که در کشتار دهه 60 بسیار رازها نهفته است، ولی بهترمی بود که می گفتند و می نوشتند تا روشن می شد که آنان که نه گفتند از دیدگاه ایران تریبونال چه کسانی بودند. ایران تریبونال چه کسانی بودند، آیا واقعا این فیلم بیانگر اهداف ایران تریبونال و خانواده جانباختگان دهه 60 و زندانیان سیاسی جان بدربرده از زندانهای مخوف جمهوری اسلامی بوده است؟ گفتنی ها را باید گفت، سکوت دربرابرنابرابری وبی عدالتی خود بی عدالتی محض است.
    همانگونه که خانم لادن بازرگان مطرح کردند ارزش ایران تریبونال به تعداد افرادی که به تماشای آن نشسته اند نیست بلکه درمستند کردن وروشن کردن بخشی از زوایای تاریک این جنایت است ولی آنچنان که پیداست برای سازندگان این فیلم تعداد تماشاچیان است که مطرح است. از این نکات در این فیلم بسیار است که نشان دهنده دیدگاه سازنده این فیلم و چهره های اصلی این فیلم است که به اعتقاد من با اهداف ایران تریبونال یا لااقل با آنچه که ایران تریبونال مطرح می کرد زمین تا آسمان فاصله دارد. این ها مرا به یاد حرف خمینی انداخت که در ابتدا می گفت ما همه با هم برای آزادی انقلاب کردیم و در آخر بیان کرد که ما برای اسلام انقلاب کردیم و از همه با هم منظورش همه با من بود و بس. حال حکایت این فیلم است. فیلم به هزار سخن فریاد می کشد که کشتار دهه 60 و ایران تریبونال. جانباختگاه دهه 60 و تمامی شاهدان دادگاه چه خانواده ها و چه زندانیان سیاسی جانبدربرده از آن کشتار همه در خدمت من و فیلم من و من و من و ایرج مصداقی و من و مهدی و من و منتظری و من که با او مصاحبه کردم و من بودم و من.
    متاسفم ، از صمیم قلب متاسفم که ایران تریبونال سکوت کرده است. چرا که من تصوردیگری از ایران تریبونال و اهداف آن داشتتم.حال یا باید متاسفم به حال سازنده این فیلم و یا این گروه باشم که فکر می کنند قهرمانان دهه 60 و قهرمان ایران تریبونال آنان بوده اند یا به حال خود متاسف باشم که کاملا در اشتباه بوده ام و ایران تریبونال همین بوده است وبس.
    با احترام
    غ. غ.

  • Mina Siegel says:

    دوست عزیز ، من این فیلم را ندیدم ، اما خودم در جریان کامل برگزاری دادگاه ایران تریبیونال بودم . ظاهرا این فیلم باید توسط اقای مصداقی تهیه شده باشد که ایشان انچنان نقش مرکزی برای خودشان در ان قائل شده اند ، نقشی که ایشان در دادگاهها نداشتند . اقای مصداقی را همه ما میشناسیم و فکر نمیکنم که نظراتشان احتیاج به معرفی و یا توضیح داشته باشد . هرکس ده دقیقه به ایشان گوش بدهد ، باندازه کافی با ایشان اشنا خواهد شد و بهمان اندازه هم درجه ای از اعتبار که سزاوار باشد به صدق گفته های ایشان خواهد داد . ( نمره ای را که من داده ام متاسفانه باید همیشه محرمانه بماند ! ) اما اینکه چرا این فیلم را ایشان باید بسازد ، چرا نباید از اینهمه فیلم ساز و مستند ساز و دست اندر کاران رسانه ها هیچکس جاضر شود که سه روز وقت بگذارد و از این دادگاه ها فیلم مناسبی همراه با مصاحبه و غیره نشدند که فیلمی تهیه کنند ، علیرغم اینکه من شخصا حاضر بودم که مخارج هتل و رفت و امد را بپردازم ، سؤال خوبی است که باید از خیل عظیم دوستان خارج از کشور پرسیده شود .
    در مورد اینکه ایران تریبیونال چیست هم سؤال خوبی است . در این جا من فقط باین اکتفا میکنم که ایران تریبیونال در دانشکده های جقوق الان نمونه خوب دادگاههای شهروندی شده و جایگزین «دادگاه راسل » شد که قبل از ان بعنوان نمونه دادگاههای شهروندی معرفی میشد ( دادگاهی بود که برتراند راسل بر علیه جنگ ویتنام برگزار کرد در ان دادگاه امریکا محکوم شد . ، احتمالا چندان تصادفی هم نبود که بمحض اعلان این حکم جنگ بطور ناگهانی متوقف گشت!) متاسفانه انقدر که این دادگاه توجه بین المللی را جلب کرد ذره ای حمایت اپوزیسیون ایران را همراه نداشت . نه مقاله ای راجع به ان نوشته شد و نه حتی اشاره ای بان شد و نه برنامه ای تهییه شد و …. حتی دوستان نزدیک من که قرار بود در صدای امریکا و بی بی سی یک گزارشی راجع به ان تهیه کنند نتوانستند مجوز این رسانه ها را داشته باشند . کسانی هم که برنامه ها ی تلویزیونی و یا یوتیوبی داشتند حتی بان اشاره نکردند. اما سؤال شما کاملا منطقی ست و من شخصا از اینکه شما زحمت کشیدید و این فیلم را نقد کردید سپاسگزارم .
    مهر
    مینا سیگال

Leave a Reply

Your email address will not be published.